حفره ای عمیق به وسعت یک تنهایی بزرگ در دلم باز شد، حفره ای که با رفتن تو ایجاد شد و هرگز پر نخواهد شد.... برای اولین بار معنی واقعی از دست دادن را فهمیدم با تمام وجودم لمسش کردم...گاهی چیزی ،کسی ،عزیزی از کنارت میرود و شما از دستش میدهید ولی باز خاطرتان جمع هست یه گوشه ای از این دنیا نفس میکشد، راه میرود،میخندد حتی گریه میکند ....هرچه که هست ،هست و دلتان گرم به همین بودنش 

از دست دادن را تازه فهمیدم ،رفتن کسی که دیگر میدانی امیدی به دیدن دوباره اش نیست....تو را از دست دادم زیباترین من....فقط خدا میداند و تو که چقدر دوست داشتم ودارم ....خیلی بیشتر از آن چیزی بودی که به نطر میامد خیلی بیشتر خیلیییی بیشتر....

به نبودنها عادت دارم ولی برای تو..... دلم آرام ندارد دوست داشتنی ترینم ...دلم تنگ توست ....برای اولین برای امشب نبوسیدمت ،قربان صدقه ات نرفتم....تو نیستی و جای خالی تو مرا دیوانه کرده....کاش یک شب دیگر پیشم می ماندی ،کاش بازهم فرصت لمس گرمای وجودت را داشتم....دلم برای دستان کوچکت تنگ شده که بگذاری روی دست های من و دل از من ببری....نیستی تا خوابیدنت را تماشا کنم و توی دلم قند آب شود....

لالا کن دختر  زیبای شب بو      لالا کن روی زانوی شقایق

بخواب تا رنگ بی مهری نبینی  تو بیداری که تلخه حقایق

تو مثل التماس من می مونی    که یک شب روی شونه هاش چکیدم

سرم گرم نوازش های اون بود    که خوابم برد و کوچش رو ندیدم

از خودم بیزارم که لحظه اخر کنارت نبودم ،از خودم بیزارم که همهی دردها رو تنها کشیدی،زود بود برای رفتن تو ،برای تنها گذاشتن من ،خیلی زود بود...

صدام غمگینه از بس گریه کردم   ازم هیچ اسم و هیچ آوازه ای نیست

نمیپرسه کسی هی در چه حالی  خبر از اشنای تازه ای نیست

دلم بهانه ی تو را دارد بهانه ی همانی که حتی اگه غم از چشمانم ببارد باز با دیدن او لبخند بر روی لبهایم مینشیند...میدانم که تو از درد و رنجی که میبردی رها شدی اما این منه خودخواه تورا میخواستم برای خودم به هر قیمتی...عزیز دوست داشتنی من مرا برای همه ی کمی هایم ببخش برای هرچه که باید انجام میدادم و کوتاهی کردم حلالم کن ....

 

+حال دلم خوش نیست ....

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱٢ | ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : memol | نظرات ()
  • بلاگ اسکای | ایران موزه