انقدر عصبانیم که اگر کارد بزنیدم خونم در نمیاید... همیشه ی خدا همینطور بوده....از زمانی که بخاطر میاورم تا حالا هروقت روی چیزی حساس بودم و یا برای کاری مهم به وسیله ای نیاز داشتم حتی اگر در ۷صندوق ،در ۷طبقه زیر زمین پنهانش  میکردم باز یه چیزی پیدا میشد تا بلایی سرش بیاورد و دست مرا بگذارد توی پوست گردو .....

اینجور مواقع خیلی سختم است که به روی خودم نیاورم واقعا در حکمتش ماندم که چرا هربار همینطور است، کلا وقتی ادم دستش ب جایی بند نباشد و زورش نرسد به انچه که باب میلش نیست لجش میگیرد و حالا من لجم گرفته است😠

اینجور مواقع برخورد بقیه با من دو حالت دارد :دسته اول انهایی که این موضوع و ناراحتی من را اسباب تفریح میکنند و به ان میخندند و به گفته خودشان بیشتر لجم را در میاورند و کلا دسته بی فایده ای هستند و بود و نبودشان زیاد احساس نمیشود  ، اما دسته ی دوم انهایی که سعی میکنند ارامم کنند و راهکار جلوی پایم بگذارند، هرچند که راهکارهایشان خنده دار است و هیچی را حل نمیکند ولی با این وجود از دسته ی اول بسیار بهترند.

+حیوان خانگی داشتن خیلی خوب است به شرط اینکه کمر به قتل همهی وسایل دوست داشتنی ات نزده باشد 😒😠😔



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/۱٦ | ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : memol | نظرات ()
  • بلاگ اسکای | ایران موزه